چگونه سیستم مدیریت محتوای (CMS) مناسب را انتخاب کنیم؟

سیستم های مدیریت محتوا (CMS) از زمان به وجود آمدن زبان های برنامه نویسی همچون PHP تبدیل به یکی از قدرتمندترین ابزارهای توسعه وب در اینترنت شده اند.

در بازاری که وب سایتها بایستی سریع تر و آسانتر ساخته شوند، بسیاری از توسعه دهندگان وب در حال روی آوردن به CMSهای منبع باز (open source) هستند تا کار خود را پیش ببرند. متاسفانه، امروزه هزاران CMS در حوزۀ وب وجود دارد و یافتن مورد مناسب به کاری دشوار تبدیل شده است.

در این مقاله به این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه می توانید CMS مناسب خود را برای هر پروژه پیدا کنید.

سیستم محتوا CMS چیست؟

سیستم مدیریت محتوا (CMS) یک برنامه تحت وب است که از یک پایگاه داده (معمولاً MySQL) یا روش های دیگر برای ایجاد، ویرایش و ذخیره محتوای HTML به شکلی قابل کنترل استفاده می کند.

محتوا در قسمت مدیریت برنامه تحت وب ایجاد و ویرایش می شود. سپس، محتوای تولید شده بر روی سایت برای مشاهده بازدیدکنندگان قرار می گیرد.

چرا باید از CMS استفاده کرد؟

چند دلیل احتمالی برای استفاده از سیستم مدیریت محتوا وجود دارد، اما دلیل اصلی استفاده از CMS این است که ایجاد و ویرایش محتوا ساده و آسان شود. توسعه دهندگان اغلب فراموش می کنند که این هدف اصلی CMS است و در جستجو برای قابلیت های بیشتر و بیشتر، باعث زمین گیر شدن خود یا مشتریان ‌شان می شوند.

محتوا فقط شامل متن نمی شود. گاهی اوقات، محتوایی که شما در یک سایت نیاز دارید ممکن است فرم تماس یا سیستم احراز هویت کاربر باشد. هنر این است که یک CMS در عین داشتن قابلیت، استفاده از آن برای شما یا مشتریانتان آسان باشد. یک CMS خوب به شما امکان می دهد که زمان بیشتری را برای طراحی ظاهر وب سایت و سپس پیاده سازی برنامه های افزودنی (extensions و یا plugin ) یا قابلیت ها اختصاص دهید.

اشتباهات رایج در انتخاب سیستم های مدیریت محتوا

اشتباه اول : انتخاب یک CMS برای افراد ناشی

قبل از هر چیز، توسعه دهندگانی که برای مشتریان خود، وب سایت می سازند باید به خاطر داشته باشند که همه افراد به اندازه شما در زمینه تکنولوژی تخصص ندارند. حتی اگر یک CMS پیدا کرده اید که دوستش دارید و به خوبی جواب می دهد، این مسئله تنها در صورتی اهمیت دارد که سایت را برای خودتان طراحی کنید.

مهم ترین ویژگی در وب سایت آن است که ببینید آیا مشتری می‌تواند همانطور که انتظار دارد از سایت استفاده کند. بنابراین، در دراز مدت، اگر یک CMS با واسط مدیریتی (admin interface) ساده  انتخاب کنید و حتی اگر مجبور باشید آن را برای تطابق با نیازهای مشتری شخصی سازی کنید، برای سلامتی خودتان بهتر خواهد بود.

اشتباه دوم : کامیونیتی و ارتباطات هرچه بزرگتر، بهتر!

مراقب CMS هایی باشید (خواه متن باز و خواه غیره) که تعداد زیاد کاربرانشان را دلیلی برای ترغیب شما به استفاده از سیستم خود می دانند. فریب وعده وجود یک جامعه کاربری بزرگ و کمک کننده و برنامه های افزودنی یا افزونه های زیبا را نخورید. این یک تله است!

اینکه تعداد زیادی از افراد از یک CMS استفاده می کنند دلیلی بر خوب بودن آن نیست. انتخاب یک CMS صرفاً به خاطر سیل عظیم کاربرانش، یک اشتباه خیلی بزرگ است. برای مثال سیل عظیمی از کاربران از ووکامرس وردپرس برای فروشگاه استفاده میکنند آیا انتخاب این فروشگاه ساز، برای هر نوع فروشگاهی، واقعا کار درستی است؟

دلیل دیگری که افراد اینگونه CMS ها را انتخاب می کنند این است که می بینند جامعۀ عظیمی از توسعه دهندگان یا حجم بزرگی پول در پشت یک برنامه تحت وب قرار دارد.

 اشتباه سوم : راه رفتن با یک کوتوله!

همواره مطمئن شوید که CMS انتخابی شما برنامه های افزودنی و قابلیت های مورد نیازتان را داراست. بسیاری از اوقات، ممکن است به یک CMS امیدوارکننده برخورد کنید اما تا موقعی که مطمئن نشده اید قابلیت های مورد نیازتان را دارد بر روی آن سرمایه گذاری نکنید. متاسفانه برخی از بهترین CMSهای موجود هنوز در حال توسعه هستند.

اشتباه چهارم : تحقیق نکردن

همیشه قبل از انتخاب CMS تحقیق کنید! به سایت هایی که CMS ها را به عنوان مثال معرفی کرده اند سر بزنید. به مدیران آن سایت ها ایمیل بفرستید و در مورد نقاط ضعف و قوت آن CMS از آن ها پرس و جو کنید. با توسعه دهندگان صحبت کنید و ذهن بازی داشته باشید.

با این حال، زمانی فرا می رسد که باید مقداری زمان صرف کنید تا سیستم را تست کرده و یک سایت بسازید. قبل از اینکه قولِ استفاده از این سیستم را به مشتری بدهید، این کار را برای خودتان بکنید. گاهی، برنامه ای افزودنی یا ماژولی را پیدا می کنید که فکر می کنید به خوبی جواب می دهد اما پس از آزمایش آن متوجه می شود که عیب هایی اساسی دارد. گاهی اوقات نیز متوجه می شوید که باید برای داشتن یک ماژول مناسب پول خرج کرده و آن را بخرید.

در یک CMS باید به دنبال چه چیزی بود؟

می توان ویژگی های زیادی را در یک سیستم مدیریت محتوا جستجو کرد. در اینجا برخی از مهم ترینِ آن ها ذکر شده اند

  • نصب سریع و آسان
  • واسط مدیریتی(کاربری) ساده
  • توسعه سریع و آسان قابلیت های اضافی در CMS
  • دستکاری سادۀ قالب
  • جامعه کاربران کمک کننده
  • مستندات مناسب

شاید این برخلاف انتظار باشد، اما شما باید به دنبال یک CMS باشید که بهترین جذابیت طراحی را برای شما دارد. داشتن یک طراحی جذاب یکی از بهترین شاخص هایی است که نشان می دهد واسط کاربرپسند است.

اما همواره به یاد داشته باشید که باید قبل از صرف وقت و انرژی بر روی یک سیستم در مورد آن تحقیق کنید.

توسعه سیستم های مدیریت محتوای منبع باز با سرعتی فزاینده در حال وقوع است. به طور پیوسته، سیستم های تازه ای پا به عرصۀ ظهور می گذارند و بسیاری از این سیستم ها امیدوارکننده به نظر می رسند. غول های دنیای CMS مانند WordPress ، Joomla و Drupal هر روز در حال تغییر و بروزرسانی هستند و با تغییرات زیادی که اعمال می شود روز به روز کاربرپسندتر می شوند.

نتیجه گیری :

همواره به خاطر داشته باشید که قبل از وقت گذاشتن روی یک CMS در مورد آن تحقیق کنید. فراموش نکنید که هدف اصلی یک CMS این است که خلق و ویرایش محتوا را ساده و آسان کند.

هرگز تجربۀ کاربر را فدای قابلیت نکنید. این موارد در بازاریابی اینترنتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. موارد عنوان شده را به خاطر داشته باشید تا تجربۀ بهتری در کار با سیستم های مدیریت محتوا داشته باشید.

پی نوشت :‌

این مقاله را قبلا در وب سایت بیلاود مارکتینگ منتشر کرده بودم.

دیباگ وب سایت روی گوشی موبایل

اگر یک فرانت اند دولوپر حرفه ای باشید، معمولا اولین اولویت یک طراحی خوب برای شما در نظر گرفتن حالت ریسپانسیو بودن آن پروژه ست که روی انواع گوشی های موبایل، تبلت ها و … قابلیت هماهنگی داشته باشه و صرف نظر از اینکه کاربر با چه دیوایسی وارد وب سایت میشه وبسایت قابل استفاده باشه.

چند لینک مفید :

در مورد مفاهیم واکنش گرا بودن وب سایت و اصول آن قبلا مقالاتی را در این زمینه نوشتم که می توانید آنها را مطالعه نمائید :

توصیه هایی برای ایجاد وب سایت های بهینه شده برای گوشی های هوشمند

طراحی سایت واکنش گرا : ۶ نکته برای ارتقای عملکرد

اصول نویگیشن واکنش‌گرا در وب سایت های پیچیده

در این مقاله قصد دارم ابزاری را معرفی کنم که برای خود من بسیار جذاب بود و مشکلات زیادی را برای من حل کرد.

البته لازم است تاکید کنم که این ابزار برای دیباگ نهایی که وب سایت شما روی هاسته و به صورت آنلاین قابل مشاهده است کاربرد داره، در غیر اینصورت من خودم شخصا با Inspector گوگل کروم همه حالتهای واکنش گرایی ( responsive ) وب سایت را انجام میدم.

Google Chrome Inspector Element

دیباگ وبسایت به صورت آنلاین با مرورگر سافاری :

در صورتیکه گوشی آیفون داشته باشید، در قسمت تنظیمات مرورگر سافاری امکانی برای دولوپرها وجود داره به نام Web Inspector که در قسمت Advanced میتوانید آن را فعال نمائید.

پس از فعال کردن آن روی مرورگر لپ تاپ و تنظیمات گوشی موبایلتون، با کابل گوشی خود را به لپ تاپ وصل کنید، در قسمت زیرمنوی تب Develop نام گوشی موبایل شما نمایش داده میشود وقتی ماوس را روی آن قراردهید وبسایتی که در حال حاضر روی گوشی شما باز است را نشان می دهد که با کلیک روی آن ، Inspector باز میشه و با تغییر روی آن میتوانید کلیه قسمت ها را دیباگ کنید و مستقیم روی گوشی شما هم نمایش داده میشه که کمک فوق العاده ای به دولوپرها میکنه.

بعد از وصل کردن گوشی موبایل به لپ تاپ، وب سایتهایی که روی گوشی موبایل باز هستند را میبینیم که یکی از انها را انتخاب میکنیم.

safari developer tools

بعد از انتخاب وب سایت ، اینسپکتور سافاری بر روی لپ تاپ باز میشه که با تغییر بر روی آن میتوان تغییرات را بر روی گوشی موبایل مشاهده کرد.

developer tools iphone

با تغییر ساده بالا، تغییرات را بر روی گوشی موبایل میبینیم :

safari inspector develop tools

نکته : من این امکان را روی لپ تاپ مک و گوشی آیفون چک کردم و نمیدونم برای اندروید در دسترس است یا خیر.

دیباگ وبسایت به صورت آنلاین بر روی گوشی اندروید

برای کسانی که از گوشی اندروید استفاده میکنند خبر خوب این است که موزیلا فایرفاکس همچین امکانی را فرآهم نموده است که می توانید آن را مشاهده نمائید.

Debugging Firefox for Android over USB

شاد باشید.

اشتباهی که شرکت های درحال توسعه B2B انجام می دهند!

طبق تجربه ی شخصی که سالهای قبل با برخی شرکت های تولیدکننده داشتم موضوعی که متوجه شدم بسیار برام جالب بود که اکثرا به خاطر عدم دانش کافی قصد دارند موضوعی را مدیریت کنند که از آن اطلاعی ندارند! این موضوع کمی مبهمه ولی در ادامه کامل موضوع و تجربه شخصی خودم رو توضیح خواهم داد .

طی سالهای گذشته من با چند شرکت تولیدکننده که در حال توسعه بودند همکاری هایی داشتم که این همکاری از پیاده سازی و طراحی وب سایت شرکت شروع شد تا اینکه وارد مسائل مهمتری همچون مارکتینگ، بهینه سازی و تولید محتوای مناسب و … شدیم.

حضور در فضای مجازی نیازمند برنامه ای حساب شده

همانطور که در مطلب قبل توضیح دادم ( همیشه حق با مشتری نیست! ) به این موضوع اشاره کردم که طراحی و پیاده سازی وب سایت در واقع قدم اول و پایه ی یک شرکت محسوب میشه و مهمتر از موضوع پیاده سازی، نحوه مدیریت و ارتباط با کلاینت ها و آنالیز رفتار و واکنش اونها نسبت به محصول و یا سرویس شماست.

قبل از طراحی و پیاده سازی وب سایت مدیرعامل شرکت باید هدف خود از طراحی و راه اندازی وب سایت رو مشخص کنه که در بیشتر اوقات خودشون هدف رو نمیدونن و تنها نکته ای که بیان میکنند حضور در فضای مجازی لازم و ضروریه! اما آیا واقعا شرکت های بزرگی همچون گلرنگ صرفا با حضور در فضای مجازی به هدفشون رسیدند ؟! به طور یقین خیر!

حضور در فضای مجازی وسیله ای است برای تاثیرکذاری بیشتر در راستای بیزینس پلنی که دارند و در واقع میشه گفت درصدی از موضوع موفقیت شرکته.

همه ما میدونیم که واقعا میشه وب سایتهای بسیار زیبایی طراحی کرد و یا فروشگاهی زیبا ساخت و وارد رقابت با سایر شرکتهای فروشگاهی در حوزه آنلاین شد اما وبسایت ما هرچقدر هم زیباتر و کاربرپسندتر باشد وقتی پلنی مناسب نداشته باشیم بدون شک موفق نخواهد بود.

حالا برگردیم به سراغ موضوع اصلی بحث و عملکرد مدیران شرکتهای در حال توسعه ای که B2B  هستند و مستقیم با مشتری در تماس نیستند، جالب اینجاست که من به طور همزمان با چند شرکت در ارتباط بودم که محصولات متفاوتی عرضه میکردند ولی نگرش مدیران شرکت بسیار شبیه بود و این باعث درجا زدن شرکت و عدم پیشرفت مناسب شرکت بود. هر یک از مدیرعاملان در حال گذار از یک فروشنده حرفه ای به یک مدیرعامل بودند و هنوز هم درک نکرده بودند که یک مدیرعامل چه وظایفی میتونه داشته باشه و چقدر میتونه فراتر از یک فروشنده تاثیرگذار باشه و نمیتونستن برخی کارها رو به بقیه و افراد متخصص در اون حوزه واگذار کنند و خودشون نظارت داشته باشند. اونها باور نداشتن که میشه بیشتر از اون چیزی که الان هستند موفقتر باشند و جمله ای که از یکی از مدیران شنیدم این بود که :

ما باید لقمه ای به اندازه دهن خودمون برداریم و توانایی رقابت با شرکت های بزرگ رو نداریم!

خرید سرویس و دریافت خدمات از سایر شرکت ها (outsourcing)

ضرب المثلی هست که میگه :

ما ثروتمند نیستیم که وسائل چینی بخریم!

قضیه به اینجا برمیگرده که متوجه شدم گاهی وقتها برای خرید سرویس هایی که شرکت نیاز داشت و استعلامی که گرفته میشد به خاطر اختلاف قیمتی در حدود یه تومن سرویس ارزان تر رو انتخاب میکردند با وجود اینکه مشخص بود که سرویسی که گرونتره مطمئن تره و تضمینی هم به شرکت داده میشد! ( البته بعد از بررسی به نتیجه رسیدم و همیشه به این صورت نیست )

و در نهایت یکی از بزرگترین مشکلاتی که من دیدم احساسی بودن در تصمیم گیری بود و همچنین حاضر به ریسک برای جهش رو به رشد شرکت نبودند.

نکته ی آخری که میتونم اشاره کنم در قالب یک سواله :

همانطور که در جریان هستید یکی از مهمترین بخش های رشد و پیشرفت یک وبسایت بخش تولید محتوای مناسب برای اون وبسایته، ولی برای شرکتی که فرضا 3 محصول بیشتر نداره به چه میزان میشه در مورد محصولاتش نوشت تا  وبسایتش ارتقا پیدا کنه؟! 10 مطلب، 50 مطلب، چقدر؟ آیا اصلا امکان تولید همچین محتوایی برای این حجم کم از محصول وجود داره ؟ قطعا جواب منفیه و محدود هستیم.

پس راه اینکه شرکتها بیشتر شناخته بشن و بیشتر روی مصرف کننده تاثیر بذارند چیه ؟!

اینجاست که واجب و ضروریه مدیرعامل به نیروی متخصص باید رو بیاره و بخشی از کار رو واگذار کنه!

expert

پ.ن : مطالبی که نوشتم طبق تجربیاتی بودند که طی سالهای گذشته با برخی شرکت ها داشتم و از دید من این موضوع ها مانع رشدشون بود.

شاد باشید