لحظه ها را زندگی کنیم!

دلیل نوشتن این مطلب درک موضوعی بود که هیجان و ذوق زیادی رو برام ایجاد کرد و تا روزها بهش فکر میکردم و واقعا خوشحالی عجیب و وصف ناپذیری توی دلم به وجود آورد.

اینکه یادتان باشد قرار است بمیرید بهترین راه برای آن است که در این دام نیفیتید که فکر کنید چیزی برای از دست دادن دارید. شما کاملاً عریان هستید. دلیلی ندارد که حرف دلتان را دنبال نکنید.

این مطلب فوق رو احتمالا بارها شنیدید البته اگر با استیوجابز آشنا باشید. این مطلب یکی از سخنان الهام بخش استیوجابز هست که اکثرا در موردش صحبت میشه و موردی بود که من تا مدتها میخوندم ولی نمیتونستم درکش کنم اصلا برام ملموس نبود یعنی چی آدم تصور کنه داره میمیره و به این خاطر هم شده باید کاری رو دنبال کنه که دوست داره؟ یا در بخشی دیگه به این صورت بیان میشه که ‘ تصور کنید امروز آخرین روز زندگیتونه، امروز آیا همانکاری را انجام می دهید که قصد داشتید اگر نه دنبال کاری برید که حاضرید قبل از مرگتان انجام دهید و به حرف دلتان گوش دهید ‘

لحظه ها را زندگی کنید

واقعا تصور این موضوع برام سخت بود و اصلا نمیتونستم درکش کنم ! تا اینکه مطلبی از ‘ محمود دولت آبادی ‘ رو خوندم که همین مفهوم جمله فوق رو به سبکی دیگه و ملموس تر بیان کرده که واقعا حس خوبی بهم داد.

 

 

از خانه دلت چه خبر؟

کلاس دوم دبستان شیفت بعدازظهر بودم. باران تندی می‌بارید. آن روز صبح یک چتر هفت رنگ خریده بودم، وقتی به مدرسه رفتم دلم می‌خواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم اما زنگ خورد.
هر عقل سالمی تشخیص می‌داد که کلاس درس واجب‌تر از بازی زیر باران است. یادم نیست آن روز آموزگارم چه درسی به من آموخت، اما دلم هنوز زیر همان باران توی حیاط مدرسه مانده.بعد از آن روز شاید هزار بار دیگر باران باریده باشد و من صد بار دیگر چتر نو خریده باشم اما ، آن حال خوب هشت سالگی هرگز تکرار نخواهد شد.
این اولین بدهکاری من به دلم بود که در خاطرم مانده. اما حالا بعضی شب‌ها فکر می‌کنم اگر قرار بر این شود که من آمدن صبح فردا را نبینم؛ چقدر پشیمانم از انجام ندادن کارهایی که به بهانه‌ی منطق، حماقت نامیدمشان.حالا می دانم هر حال خوبی سن مخصوص به خودش را دارد.
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﯼ ﺣﯿﺎﺕ؛ ﺑﺨﺎﺭ ﮔﺮﻡ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ !ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﺪ : ﺁﻫﺎﯼ ﻓﻼﻧﯽ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻟﺖ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ؟ ﭼﺮﺍﻏﺶ ﻧﻮﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﻨﻮﺯ؟تک تک لحظه ها را زندگی کنیم، آنطور که اگر فردایی نبود راضی باشیم.

مطلب فوق رو به صورت صوتی ضبط کردم و با شما عزیزان به اشتراک گذاشتم. امیدوارم همانطورکه این موضوع برای من جذاب و تاثیرگذار بود برای شما هم مفید بوده باشه.

شاد باشید و از همین الانتون لذت ببرید 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *