دیباگ وب سایت روی گوشی موبایل

اگر یک فرانت اند دولوپر حرفه ای باشید، معمولا اولین اولویت یک طراحی خوب برای شما در نظر گرفتن حالت ریسپانسیو بودن آن پروژه ست که روی انواع گوشی های موبایل، تبلت ها و … قابلیت هماهنگی داشته باشه و صرف نظر از اینکه کاربر با چه دیوایسی وارد وب سایت میشه وبسایت قابل استفاده باشه.

چند لینک مفید :

در مورد مفاهیم واکنش گرا بودن وب سایت و اصول آن قبلا مقالاتی را در این زمینه نوشتم که می توانید آنها را مطالعه نمائید :

توصیه هایی برای ایجاد وب سایت های بهینه شده برای گوشی های هوشمند

طراحی سایت واکنش گرا : ۶ نکته برای ارتقای عملکرد

اصول نویگیشن واکنش‌گرا در وب سایت های پیچیده

در این مقاله قصد دارم ابزاری را معرفی کنم که برای خود من بسیار جذاب بود و مشکلات زیادی را برای من حل کرد.

البته لازم است تاکید کنم که این ابزار برای دیباگ نهایی که وب سایت شما روی هاسته و به صورت آنلاین قابل مشاهده است کاربرد داره، در غیر اینصورت من خودم شخصا با Inspector گوگل کروم همه حالتهای واکنش گرایی ( responsive ) وب سایت را انجام میدم.

Google Chrome Inspector Element

دیباگ وبسایت به صورت آنلاین با مرورگر سافاری :

در صورتیکه گوشی آیفون داشته باشید، در قسمت تنظیمات مرورگر سافاری امکانی برای دولوپرها وجود داره به نام Web Inspector که در قسمت Advanced میتوانید آن را فعال نمائید.

پس از فعال کردن آن روی مرورگر لپ تاپ و تنظیمات گوشی موبایلتون، با کابل گوشی خود را به لپ تاپ وصل کنید، در قسمت زیرمنوی تب Develop نام گوشی موبایل شما نمایش داده میشود وقتی ماوس را روی آن قراردهید وبسایتی که در حال حاضر روی گوشی شما باز است را نشان می دهد که با کلیک روی آن ، Inspector باز میشه و با تغییر روی آن میتوانید کلیه قسمت ها را دیباگ کنید و مستقیم روی گوشی شما هم نمایش داده میشه که کمک فوق العاده ای به دولوپرها میکنه.

بعد از وصل کردن گوشی موبایل به لپ تاپ، وب سایتهایی که روی گوشی موبایل باز هستند را میبینیم که یکی از انها را انتخاب میکنیم.

safari developer tools

بعد از انتخاب وب سایت ، اینسپکتور سافاری بر روی لپ تاپ باز میشه که با تغییر بر روی آن میتوان تغییرات را بر روی گوشی موبایل مشاهده کرد.

developer tools iphone

با تغییر ساده بالا، تغییرات را بر روی گوشی موبایل میبینیم :

safari inspector develop tools

نکته : من این امکان را روی لپ تاپ مک و گوشی آیفون چک کردم و نمیدونم برای اندروید در دسترس است یا خیر.

دیباگ وبسایت به صورت آنلاین بر روی گوشی اندروید

برای کسانی که از گوشی اندروید استفاده میکنند خبر خوب این است که موزیلا فایرفاکس همچین امکانی را فرآهم نموده است که می توانید آن را مشاهده نمائید.

Debugging Firefox for Android over USB

شاد باشید.

نصب لاراول

برای نصب لاراول ابتدا بخش داکیومنتیشن لاراول را بررسی میکنیم که برای ورژنی که مایل هستیم نصب کنیم به چه نسخه ای از php  نیاز داریم، که معمولا بهتره حداقل نسخه 5.6  رو نصب داشته باشیم. البته اگر از XAMPP  استفاده میکنید دیگه نیازی نیست نگران این موضوع باشیم و از آخرین ورژن XAMPP  استفاده میکنیم.

برای نصب لاراول در راهکار پیش رو داریم

گام اول : Composer  را نصب میکنیم.

composer یک پکیج منیجر php است که با استفاده از ان میتوان پکیج های مختلف php  را استفاده کرد و با استفاده از وب سایت packagist میتوانید پکیج های مختلفی که نیاز دارید را پیدا کنید و از آنها در پروژه های خود استفاده نمائید.

برای نصب composer طبق مستندات خود وبسایت عمل خواهیم کرد. و دستور زیر را اجرا میکنیم :

php composer-setup.php --install-dir=bin --filename=composer

بعد از اینکه composer را نصب کردیم در صورتیکه در ترمینال کلمه composer را بنویسیم و Enter  بزنیم نصب شدن آن را به ما نمایش می دهد:

composer-installed-successfully

حالا که composer  را نصب کردیم با استفاده از دستور زیر به راحتی میتوانیم به مسیر مورد نظر بریم و فولدر پروژه را بسازیم و سپس پروژه لاراول را ایجاد کنیم :

composer create-project --prefer-dist laravel/laravel blog "5.3.*"

دقت کنید به جای نام blog نام فولدر پروژه ای که میخواهیم را مینویسیم.

تا به اینجای کار لاراول را نصب کردیم و میتونیم وارد فولدر پروژه پویم و فایلهای پروژه را ببینیم. اما در صورتیکه بخواهیم کار را راحتتر کنیم و نصب لاراول را آسان تر انجام دهیم.

بعد از اینکه composer را نصب کردیم با استفاده از دستور زیر آن را به صورت Global نصب میکنیم. یعنی فایل نصب شده را انتقال میدهد.

mv composer.phar /usr/local/bin/composer

در صورتیکه با نصب آن با مشکل مواجه شدید می توانید از صفحه دانلود آن ، آخرین نسخه آن را دانلود نمائید و سپس با ترمینال به مسیری که آن را دانلود کردید برید. مثلا اگر فایل دانلود شده را در دسکتاپ قرار دادید داخل ترمینال کافیه بنویسید cd/desktop  و سپس آن را به صورت Global نصب کنید به دستور زیر :

mv composer.phar /usr/local/bin/composer

در واقع دستور فوق فایل composerی که دانلود کردیم را انتقال می دهید.

اکنون که composer به صورت Global نصب شده است طبق داکیومنت لاراول دستور زیر را انجام می دهیم‌ و پکیج لاراول را نصب میکنیم :

composer global require "laravel/installer" 

طبق داکیومنت لاراول مسیر زیر را باید به مسیر PATH سیستم اضافه کنیم :

در سیستم عامل مکینتاش در قسمت ترمینال وارد روت اصلی میشویم ( با اینتر کردن cd ) و سپس با تایپ دستور ls -a  میتوانیم فایل ها موجود را مشاهده کنیم و تغییرات لازم را اعمال کنیم، تصویر زیر فایلهای موردنظر را نمایش می دهد، فایل .bash_profile فایلی است که میخواهیم ادیت را بر روی آن انجام دهیم :

file path on mac

مطابق تصویر زیر PATH File  را به آن اضافه و ذخیره میکنیم. ( خط انتخاب شده در تصویر زیر به آن اضافه شده است ).

path bash file

بعد از نوشتن PATH برای reload شدن فایل دستور زیر را مینویسیم :

source ~/.bash_profile

اکنون تنظیمات لازم اعمال شد. با تایپ دستور laravel –version نسخه ی لاراول به شما نمایش داده خواهد شد.

laravel-version

برای نصب لاراول با ترمینال به مسیر مورد نظر که میخواهیم پروژه لاراول را در آن ایجاد کنیم وارد می شویم و سپس  دستور زیر را تایپ میکنیم.

laravel new blog

در پست قبل دامنه ای مجازی به نام laracms ایجاد کردیم، وارد فولدر htdocs می شویم و دستور فوق را وارد میکنیم تا لاراول شروع به نصب کند :

نصب لاراول

در صورتیکه با موفقیت لاراول نصب شود پیغام زیر به شما نمایش داده خواهد شد.

install successfully laravel

وارد فولدر می شویم و دستور زیر را تایپ میکنیم :

php artisan serve

بعد از تایپ دستور فوق با خطای زیر مواجه می شویم :/

error 500 laravel

که لازم است سطوح دسترسی به فولدر را درست کنیم 🙂

chmod 777

و درنهایت :

php artisan serve

 

laravel

 

شاد باشید.

ایجاد دامنه ی مجازی ( Virtual Host )

قطعا به عنوان یک برنامه نویس با محیط لوکال هاست آشنایی دارید وآدرس localhost داخل کش مرورگرتون با انواع پروژه های مختلفی که اجرا می کنید وجود دارد 😉

خسته کننده است که هربار آدرس localhost/myfolder را در آدرس بار وارد کنیم و به فولدرهای مختلف دسترسی داشته باشیم. راه حل این موضوع ایجاد دامنه مجازی است که بدون استفاده از کلمه کلیدی localhost ، مثلا با استفاده از نام mekaeil.dev به فایلهای پروژه شخصی روی لوکال دسترسی خواهم داشت و می توانیم به هر تعداد که نیاز داریم دامنه مجازی را بر اساس پروژه های مختلف ایجاد کنیم.

در اینجا در چند مرحله ساده نحوه ساخت دامنه مجازی را بر روی سیستم عامل مکینتاش با هم انجام خواهیم داد البته تفاوتی با محیط های ویندوز و لینوکس ندارد و فایلهایی که باید تغییر داده شوند دقیقا همان فایلهایی هستند که در اینجا به آنها اشاره خواهیم کرد.

گام اول : فولدر مربوطه به پروژه ی خود را بسازید.

فولدری با نام laracms را در فولدر htdocs زمپ ساختم. مهم نیست این فولدر شما کجا قرار دارد ولی چون سایر پروژه های من در این فولدر هستند، این فولدر را نیز در همین مسیر ایجاد کردم.

Applications/XAMPP/xamppfiles/htdocs/laracms

 

گام دوم : ادیت فایل httpd-vhosts.conf

وارد مسیر زیر می شویم :

/private/etc/apache2/extra/httpd-vhosts.conf

و کد زیر را اضافه میکنیم :

<VirtualHost *:80>
   ServerName laracms.dev
   ServerAlias www.laracms.dev
   DocumentRoot "/Applications/XAMPP/xamppfiles/htdocs/laracms"
   ErrorLog "/private/var/log/apache2/laracms.dev-error_log"
   CustomLog "/private/var/log/apache2/laracms.dev-access_log" common
   ServerAdmin [email protected]
</VirtualHostt>

Virtual host configuration httpd-conf

گام سوم : ادیت فایل hosts

وارد محیط ترمینال شوید و بنویسید sudo nano /etc/hosts  تا فایل برای شما باز شود. سپس آدرسی که اضافه کردیم را به صورت زیر اضافه میکنیم :

edit-host-file-vhost-in-mac

گام چهارم : آپاچی را ریستارت کنید.

اگر مرورگرتون را بازکنید معمولا میتونید فولدری که ایجاد کردید را ببینید و فایلهای داخل آن را مشاهده نمایید.

اما من خودم با صفحه زیر مواجه میشدم !

vhost-on-mac

 

برای رفع این مشکل وارد مسیر زیر شوید و vhosts را داخل آن جستجو نمائید و سپس مطابق تصویر زیر خط دستوری زیر را از حالت کامنت خارج نمایید.

httpd.conf

vhosts

و در نهایت آپاچی را ریستارت نمائید و مرورگر را رفرش کنید 🙂

دامنه مجازی بر روی لوکال هاست در سیستم عامل مکینتاش

 

در نهایت که اینکار انجام شد، متاسفانه یک مشکل به وجود می آید که لوکال هاست با صفحه ۴۰۴ یا Access Denied  مواجه می شود!

localhost-access-denied

برای رفع این مشکل وارد فایل httpd-vhosts.conf شوید و لوکال هاست را به عنوان یک دامنه مجازی اضافه کنید.

add-localhost-in-vhosts

و مثل تنظیمات قبل به فایل hosts  نیز اضافه میکنیم :

add localhost in hosts file

و در نهایت موضوع حل شد :

xampp

شاد و موفق باشید.

بعد از ۲۵ سال از زندگیم…

به لطف خدای مهربان و بخشنده م ۲۵ سال از بودنم توی این دنیا گذشت و وارد سال جدیدی از زندگیم شدم. هر چند این مطلب باید ۲۳ تیرماه نوشته میشد ولی به دلیل مشغله کاری تا به امروز نتونستم…

وقتی به امروزم فکر میکردم، حساب میکردم که چقدر از زندگیم مفید بوده و چقدر تونستم خودم رو بهتر بشناسم و چقدر به اهدافم رسیدم؟! وقتی به سالهای قبل زندگیم نگاه میکنم همه اون مراحلی که طی کردم از همکاری با تیم های برنامه نویسی توی شهرم، شراکت با یک نفر… ، همکاری با شرکتی تولیدی و … همه ی این موارد شاید تایم زیادی از من گرفته باشند و بعضی از آنها ناموفق بودند ولی مثل حلقه هایی از  زنجیر به هم متصل بودند تا امروز من جایی که لازمه باشم! و اگر این مراحل طی نمیشد شاید الان مسیر زندگیم تفاوت داشت.

واقعا خوشحالم که الان در مسیری هستم که به آن خیلی علاقه مند هستم… به عقیده ی من همه ی دنیا بر اساس قانون تکامل داره پیش میره و باید این مراحل طی میشدن!

دقیقا زمانی وارد مرحله ای مفید از زندگیم شدم که درک کردم، دانشگاه من رو به هدفم نمیرسونه و فقط و فقط وقت تلف کردنه و در دنیایی که به سمت مدرک گرایی میره، تخصص ها کمتر و کمتر میشه. ترم ۳ از دانشگاه بود که بیخیال درس ها شدم و فقط شب امتحانی پاس می شدند و تمرکزم روی برنامه نویسی و طراحی وب بود. هر چند منکر این موضوع نمیشم که دانشگاه باعث شد وارد دنیای برنامه نویسی بشم و البته تنها مزیتش هم همین بود.

نزدیک به یکسالی است که به سمت تهران نقل مکان کردم. با وجود سختی هایی که برام داشت و تجربه ی اولم از زندگی تنهایی و با وجود دوری از خانواده و …. دلم رو زدم به دریا و وارد شهری غریب شدم با مردمانی متفاوت از شهرهای مختلف، با فرهنگهای مختلف… تجربیات و موفقیت هایی که طی این یکسال به دست آوردم خیلی برام لذت بخش بودند و از این بابت خدای بزرگ رو شاکرم چونکه در تمام مراحل زندگیم حضورش رو حس کردم و در لحظاتی همراهم بود که تصورش برام محال بود.

دوری از وابستگی هایی که داشتم خیلی خیلی… سخت بود به طوریکه نمیتونم حسم رو بیان کنم ولی درکنارش مزیتهایی برام داشت که در شهر خودم رسیدن بهشون خیلی سختتر بود. با آدم های زیادی آشنا شدم با رفتارها و نگرش های مختلف که هر کدومشون برای من جذاب بودند.

چیزی که برای من در زندگیم تثبیت شد و هنوزم دارم بهش فکر میکنم بحث باور آدمهاست! اینکه زندگی من و همه ی اون مواردی که بالاتر اشاره کردم به باور شخصی من بستگی داره و زندگی من رو میسازه، عملا این موضوع رو تجربه کردم، هر باوری داشته باشی و به هرچیزی فکر کنی همون رو جذب میکنی و این موضوع عین واقعیته هرچند درکش سخته…

مسیری را در زندگیم شروع کردم تا بتونم به اهدافی که سالهاست در ذهن دارم برسم و ایمان دارم که با وجود خدای عزیزم در کنارم، بهشون میرسم و این نقطه قوتی است که من رو به ادامه ی مسیرم امیدوارتر میکنه. یادمه حدودا ۶ سال پیش بود با شخصی در مورد اهدافم صحبت کردم که به نوعی الگوی من برای زندگیم بود و دقیقا یادمه که چطور تحقیر شدم که این اهداف برای من خیلی بزرگن و … بعد از اون بود کتاب کیمیاگر رو خوندم که باعث شد حرفهای اون شخص تقریبا تاثیرگذاریش رو از دست بده و به ادامه مسیرم فکر کنم و پس از آن، حضور افرادی موثر در زندگیم… الان که فکر میکنم توی مسیر درست هستم 🙂

[کتاب کیمیاگر رو دوباره شروع کردم به مرور (نسخه ی صوتی ) و حدودا تا الان بیش از ۱۲ باری گوش کردم، که هر بار نکته های جدیدی ازش یاد میگیرم، جالب اینجا بود وقتی کتاب کیمیاگر رو با زندگی خودم مطابقت میدادم، خیلی شبیه بودن و الان من دقیقا به دنبال افسانه شخصی خودم هستم افسانه ای که برای من مقدسه…]

چند روز قبل بود با شخصی به صورت کاملا اتفاقی آشنا شدم، الانم که فکر میکنم چرا باید این شخص دقیقا در این تایم در این مکان باشه و دقیقا در مورد موضوعی بحث کنیم که دغدغه ی من بود و راه حلی براش نداشتم! دلیلش این بود که من دنبال راه حلش بودم و این شخص به زندگیم جذب شد، مهم نیست کجای این دنیا هستیم مهم اینه که هر شخصی در زندگی ما میتونه وسیله ای باشه برای رسیدن به نتیجه ای که میخواهیم و کسی که این وسیله رو سر راهمون قرارداده از رگ گردن بهمون نزدیکتره…. الانم که دارم بهش فکر میکنم اشتیاق تمام وجودم رو گرفته و انگیزه ای فوق العاده برای ادامه ی مسیرم دارم و دقیقا چیزی بود که بهش نیاز داشتم…. خدایا شکرت…

selfi

در نهایت به این نتیجه رسیدم که :

مهم نیست کجای این کره خاکی زندگی میکنیم مهم اینه که چیزهایی که دلمون میخواد و عاشقش هستیم رو دنبال کنیم و باور کنیم همه اون چیزهایی که برای رسیدن بهش لازم داریم تامین میشه، فقط لازمه نکاتی رو همیشه به خودمون یادآوری کنیم چون این نکات خیلی فرار هستند. اگر فکر کنیم که زمان خیلی محدودی برای زندگی داریم به این نتیجه میرسیم که چیزهایی رو دنبال کنیم که عاشقش هستیم، همیشه به این فکر میکردم چرا یک نفر حاضره جونش رو به خطر بندازه و بره بالای برجی خطرناک و یا برج ایفل عکس سلفی بندازه و یا کارهای وحشتناکی انجام بده که از دید من و شما شاید کاری احمقانه باشه اما الان این موضوع برای من درک شده و کاملا مقدسه چونکه دنبال چیزی رفته که دلش میخواد و این تمام اون چیزی هست که ما هم باید بریم دنبالش و اصلا مهم نیست اطرافیان چه فکری میکنند.

jobs

تصمیمی که گرفتم :

به میکائیل که ۲۷ سال شده ایمیلی میفرستم!! و بهش میگم که انتظار دارم توی سن ۲۷ سالگی کجا باشی و امروز چه فکرهایی توی سرم دارم، اینکار باعث میشه اهدافی که دارم رو بنویسم و تمرکز بیشتری روی آن داشته باشم و به نوعی هدف گذاری کنم… وقتی ۲ سال دیگه ایمیلم به دستم برسه میفهمم که چقدر پیشرفت داشتم، چقدر طرز تفکرم رشد داشته و … حدس میزنم حس فوق العاده ای بهم میده!

با استفاده از وب سایت ( lettertomyfutureself ) یک ایمیلی به ۲ سال دیگه ی خودم میفرستم. شما هم امتحان کنید

اگر تا انتهای این مطلب رو خوندید، خوشحالم 🙂 و خوشحالتر میشم نظرتون رو بدونم .

امیدوارم زندگیتون سرشار از شادی و موفقیت باشه .

نصب لینوکس و ویندوز روی مکینتاش

اگر برنامه نویس باشید طبیعتا تمایل دارید سیستم عاملی که ازش استفاده می کنید به طور کامل زیرنظر خودتون باشه و بتونید با استفاده از کدهای ترمینال تغییراتی رو اعمال کنید و بسیاری از کارهاتون رو باهاش مدیریت کنید و… من خودم شخصا دوست دارم کد نویسی کنم، از کار کردن با ترمینال لذت میبرم و از طرفی هم کار با لینوکس خیلی جذابه  🙂

اولین کار، بررسی این موضوع بود که لینوکس رو به صورت bootable نصب کنم یا به صورت virtual machine؟!

برای نصب به صورت bootable اولین کاری که باید بکنیم لازمه فلاش مموری حداقل ۴ گیگ رو به حالت bootable دربیاریم تا بتونیم لینوکس رو نصب کنیم. برای اینکار بهترین راهنماهایی که پیدا کردم لینک های زیر بودند و طبق اون پیش برید راحت میتونید سیستم عاملی که مایل هستید کنار مک داشته باشید رو نصب کنید :

Installing and configuring Linux Mint in dual boot on an Apple Macbook Pro

Linux Mint 17 on the MacBook Pro

How to Install Linux Mint on a Mac – YouTube

ولی من خودم این حالت رو کنسل کردم چونکه من دوست دارم فقط برای کدنویسی از لینوکس استفاده کنم و حیفه محیط جذاب و فوق العاده مکینتاش رو بیخیال بشم و بهترین حالت استفاده از virtual machine هست که بتونیم سیستم عامل های دیگه رو درکنار مک نصب کنیم که برای اینکار باید حتما فایل سیستم عامل لینوکس یا ویندوز رو به فرمت iso داشته باشیم.

نصب لینوکس به صورت virtual

برای این روش نصب ۶ تا ابزار فوق العاده وجود داره که بعضی از اونها رایگان هستند.

در صورتیکه مایل هستید سیستم عامل ویندوز رو درکنار مک داشته باشید بهترین راه از دید من استفاده از امکانی هست که خود اپل فرآهم کرده، یعنی استفاده از Boot Camp . برای اینکار وارد سایت اپل شوید و از طریق Boot Camp Support نحوه ی نصب و راه اندازی کامل و شفاف توضیح داده شده است. ولی این نرم افزار فقط برای نصب ویندوز قابل استفاده است.

Boot Camp Apple

 

در صورتیکه بخواهید لینوکس رو در کنار مکینتاش داشته باشید این ابزارها هستد :

طبق بررسی هایی که انجام دادم ( تالارهای گفتگو و کامنت هایی که خوندم ) درصد رضایت کاربران از مورد چهارم یعنی VirtualBox خیلی بیشتر بود و منم این مورد رو انتخاب کردم.

الانم که دارم ازش استفاده میکنم، هم سرعت خوبی داره هم کار کردن باهاش خیلی راحته.

 

virtualbox

برای نصب VirtualBox من بهتون توصیه میکنم ویدئوی زیر رو ببینید و بعد طبق مواردی که گفته پیش برید هر چند توی نسخه جدیدش بعضی قسمتهاش متفاوته ولی کلیتش همونه و خیلی راحت نصب میشه.

Installing Mint on VirtualBox for Mac OS X – YouTube

امیدوارم مفید بوده باشه.

شاد باشید.

لحظه ها را زندگی کنیم!

دلیل نوشتن این مطلب درک موضوعی بود که هیجان و ذوق زیادی رو برام ایجاد کرد و تا روزها بهش فکر میکردم و واقعا خوشحالی عجیب و وصف ناپذیری توی دلم به وجود آورد.

اينکه يادتان باشد قرار است بميريد بهترين راه براي آن است که در اين دام نيفيتيد که فکر کنيد چيزي براي از دست دادن داريد. شما کاملاً عريان هستيد. دليلي ندارد که حرف دلتان را دنبال نکنيد.

این مطلب فوق رو احتمالا بارها شنیدید البته اگر با استیوجابز آشنا باشید. این مطلب یکی از سخنان الهام بخش استیوجابز هست که اکثرا در موردش صحبت میشه و موردی بود که من تا مدتها میخوندم ولی نمیتونستم درکش کنم اصلا برام ملموس نبود یعنی چی آدم تصور کنه داره میمیره و به این خاطر هم شده باید کاری رو دنبال کنه که دوست داره؟ یا در بخشی دیگه به این صورت بیان میشه که ‘ تصور کنید امروز آخرین روز زندگیتونه، امروز آیا همانکاری را انجام می دهید که قصد داشتید اگر نه دنبال کاری برید که حاضرید قبل از مرگتان انجام دهید و به حرف دلتان گوش دهید ‘

لحظه ها را زندگی کنید

واقعا تصور این موضوع برام سخت بود و اصلا نمیتونستم درکش کنم ! تا اینکه مطلبی از ‘ محمود دولت آبادی ‘ رو خوندم که همین مفهوم جمله فوق رو به سبکی دیگه و ملموس تر بیان کرده که واقعا حس خوبی بهم داد.

 

 

از خانه دلت چه خبر؟

کلاس دوم دبستان شیفت بعدازظهر بودم. باران تندی می‌بارید. آن روز صبح یک چتر هفت رنگ خریده بودم، وقتی به مدرسه رفتم دلم می‌خواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم اما زنگ خورد.
هر عقل سالمی تشخیص می‌داد که کلاس درس واجب‌تر از بازی زیر باران است. یادم نیست آن روز آموزگارم چه درسی به من آموخت، اما دلم هنوز زیر همان باران توی حیاط مدرسه مانده.بعد از آن روز شاید هزار بار دیگر باران باریده باشد و من صد بار دیگر چتر نو خریده باشم اما ، آن حال خوب هشت سالگی هرگز تکرار نخواهد شد.
این اولین بدهکاری من به دلم بود که در خاطرم مانده. اما حالا بعضی شب‌ها فکر می‌کنم اگر قرار بر این شود که من آمدن صبح فردا را نبینم؛ چقدر پشیمانم از انجام ندادن کارهایی که به بهانه‌ی منطق، حماقت نامیدمشان.حالا می دانم هر حال خوبی سن مخصوص به خودش را دارد.
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﯼ ﺣﯿﺎﺕ؛ ﺑﺨﺎﺭ ﮔﺮﻡ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ !ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﺪ : ﺁﻫﺎﯼ ﻓﻼﻧﯽ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻟﺖ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ؟ ﭼﺮﺍﻏﺶ ﻧﻮﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﻨﻮﺯ؟تک تک لحظه ها را زندگی کنیم، آنطور که اگر فردایی نبود راضی باشیم.

مطلب فوق رو به صورت صوتی ضبط کردم و با شما عزیزان به اشتراک گذاشتم. امیدوارم همانطورکه این موضوع برای من جذاب و تاثیرگذار بود برای شما هم مفید بوده باشه.

شاد باشید و از همین الانتون لذت ببرید 🙂

معرفی ایده هایی که برام جذاب بودند!

مطمئنا با فضای استارتاپی که توی ایران راه افتاده آشنا هستید مخصوصا اگر برنامه نویس باشید…

در نمایشگاه الکامپ که چند ماه قبل برگذار شد با استارتاپهای زیادی آشنا شدم که بعضی هاشون رو برای بار اول دیدم و برام جالب بودند و مدتی بود که میخواستم در مورد استارتاپهایی که میشناسم بنویسم و باهم تعداد زیادی از اونها رو بشناسیم و بررسیشون کنیم که چطوری کار می کنند و… شما هم نظری داشتید و یا استارتاپی رو میشناسید که در لیست نیست معرفی کنید خوشحال میشم.

1 ) تسکولو

استارتاپی که در سطح بین المللی مطرح شده و توانست جزء یکی از 3 استارتاپ برتر استانبول شناخته بشه.

istanbul-taskulu

تسکولو با محیط جذابی که فرآهم کرده تونسته خودش رو خوب نشون بده، خودم شخصا کارهام رو با این سیستم مدیریت پروژه مدیریت میکنم و محیطش از ابزارهایی چون ترلو بسیار جذاب تر هست. جالب اینجاست که تسکولو با بسیاری از وبسایت ها و نرم افزارهای مهم اینتگریت میشه و راحت میتونی کارها رو مدیریت کنی مثلا میتونید دراپ باکس و یا گیت هاب و…  رو باهاش اینتگریت کنید و برای بقیه هم تیمی هاتون از اونجا فایلی یا موردی رو اتچ کنید و بسیاری از امکانات دیگه برای مدیریت تیم و پروژه که ازشون لذت می برید.

taskulu

2 ) نیک پرینت 

نیک پرینت یک سرویس طراحی و سفارش چاپ آنلاینه که شما طرح گرافیکی بروشور یا بیزنس کارتتون رو توی وبسایت آپلود میکنید، جنس کاغذتون رو انتخاب می کنید و به تعداد مورد نیازتون سفارش چاپ میدید که بعد از چاپ به صورت رایگان برای شما ارسال می کنند که هم سرعت خوبی دارند و هم ضمانت رضایت مشتری رو هم دارند که اگر راضی نباشید وجه شما رو پس میدن. از دید من چالشی که نیک پرینت داره انتخاب نوع کاغذ و آپلود فایل و حتی طراحی گرافیکی هست. اگر در کنار سفارش چاپ آنلاین بتونه خدمات طراحی گرافیکی رو هم بذاره کاربرا راحتتر میتونن اعتماد کنند و کل سفارششون رو اونجا ثبت کنند که کاربر مجبور به پیدا کردن گرافیست نباشه البته این برای درصدی از کاربرا جواب میده که میخوان صفر تا صد آماده شدن سفارششون رو به یک مرکز چاپ بدن که تعدادشون هم کم نیست. چالش دیگری که من فکر میکنم داره انتخاب نوع کاغذ هست که کاربر تا جنس کاغذ رو لمس نکنه نمی دونه چه نوعی رو انتخاب کنه که من خودم بعد از ثبت سفارش بسته ای رو همراه سفارش دریافت کردم که نمونه ای از هر نوع جنس رو برام فرستاده بودند که اقدام خوبی بود ولی برای مشتریانی که قبل از چاپ میخوان جنس رو لمس کنند چطور؟!

nikprint

3 ) ناملیک

ناملیک با متن و شعار زیر خودش رو معرفی میکنه :

زنده باد زمان های مرده!

در طول روز زمان های مرده ای هست که نمیدانیم چطور از آنها استفاده کنیم. مثل ساعات رفت و آمد به محل کار. در سواری های طولانی در مترو، یا پشت ترافیک سنگین اول صبح و دم غروب. تو ار این ساعات چطور استفاده میکنی؟ خوابیدن، بازی کردن و گوش دادن به موسیقی همه انتخاب های خوبی اند. گوش دادن به ناملیک هم گزینه ایست کنار همه این گزینه ها.

 

ناملیک

4 ) ریحون 

کاری که ریحون انجام میده به این صورته که خدمات یک مجتمع‌غذایی (فودکورت) رو ارائه میکنه. یعنی مجموعه‌ای از بهترین رستوران‌های هر منطقه رو کنار هم قرار میده و براساس سلیقه و محل زندگیتون از بین این رستوران‌ها انتخاب می کنید و غذاتون رو سفارش میدید و ریحون غذا رو به دستتون میرسونه. البته استارتاپ های دیگه ای هم هستن که اینکار رو انجام میدن مثل زودفود، چیلیوری و فیدیلو … ولی من ازشون استفاده نکردم…

ریحون

5 ) SNAP  و TAP30

استارتاپ TAP30 با اختلاف زمانی یکسال بعد از SNAP  راه اندازی شد. و سرویس مشابهی به مشتریانشون میدن به این صورت که ” تنها با چند تپ بر روی گوشی می‌توانید تاکسی درخواست کنید، نیازی به تماس تلفنی و آدرس دادن نیست.”

 

snap

tap30

6 ) نواک

استارتاپ نواک خودشون رو اینگونه معرفی میکنند :

در نواک ما برای شما و فقط شما موسیقی مناسب را پیشنهاد می دهیم. این موسیقی بر اساس سلیقه شما و میزان علاقه مندی تان نسبت به موسیقی های مختلف به شما پیشنهاد می شود. به این ترتیب شما همیشه و در هر حالی مجموعه ای از موسیقی مورد علاقه تان را همراه دارید که روز به روز این مجموعه بیشتر و بیشتر می شود. مهم نیست غمگین هستید یا شاد و خوشحال… برای هر لحظه از زندگی تان موسیقی متفاوتی وجود دارد.

نواک

7 ) کورتادو 

کورتادو یک نرم افزار مدیریت کافه هست که به کافه ها این امکان رو میده که کلیه کارهای روزانه خود رو به صورت کاملا پویا مدیریت کنند…

کورتادو

 

8 ) بامارو

خیلی وقت ها هست که عجله داریم و میخوایم سریع قهوه ای بزنیم و بریم سرکار یا قراری که داریم و… اینجور وقتها سریع “بامارو” رو فعال میکنید و نزدیکترین کافه مقصدتون رو تایید میکنید و سفارش قهوه میدید بر اساس تایمی که میرسید مثلا من 15 دقیقه دیگه میرسم “تئاتر شهر” کافه رو از کافه لمیز برای 15 دقیقه دیگه رزرو میکنم و راس 15 دقیقه تحویل میگرم بدون معطلی!

“بامارو” خودشون رو اینطور معرفی میکنند :

” بامارو “ برنامه ای است که از طریق آن کاربران می توانند از کافه مورد علاقه خود سفارش بیرون بر دلخواه خود را بدهند، و هنگامی که به کافه می رسند بدون اتلاف وقت و ایستادن در صف سفارش خود را دریافت کنند.

bamaro

9 ) باهمتا

خیلی وقتها شده با دوستامون میریم بیرون و دونگی حساب میکنیم و… اینبار میشه یکی همه خرج ها رو حساب کنه و بعدا برای هر نفر یه لینک پرداخت بفرسته و از طریق درگاه پرداخت دونگش رو پرداخت کنه!

در باهمتا برای کسانی که از آنها پول می‌خواهید می‌توانید قبض صادر کنید و گیرنده قبض براحتی آن را پرداخت کند.

bahamta

10 ) فاممت

فاممت یک پلتفرم آنلاینه که خدماتی ارتباطی بین افراد و سازمان ها ایجاد میکنه در واقع فاممت یک شبکه ی تخصصی حرفه ای بین متخصصان و مدیرانه که میتونن در پروژه هایی به صورت تسک محور یا پروژه محور کار رو پیش ببرند. میشه گفت فاممت ترکیبی از شبکه اجتماعی و نرم افزار مدیریت پروژه می باشد. تیم فاممت خودشون رو به این صورت معرفی میکنند :

فاممت یک پروژه بین المللی در حوزه‌ی کسب و کار، با امکاناتی که دارد می تواند یک کسب و کار شخصی و سازمانی را از صفر تا صد پشتیبانی و همراهی کند که بسیاری از کارها را ساده کرده است.
از استخدام ،جذب نیرو و دستیار مجازی گرفته تا مدیریت پروژه و فرآیندهای پیچیده مزایده و مناقصه سازمان ها.

fammet

 

 

اشتباهی که شرکت های درحال توسعه B2B انجام می دهند!

طبق تجربه ی شخصی که سالهای قبل با برخی شرکت های تولیدکننده داشتم موضوعی که متوجه شدم بسیار برام جالب بود که اکثرا به خاطر عدم دانش کافی قصد دارند موضوعی را مدیریت کنند که از آن اطلاعی ندارند! این موضوع کمی مبهمه ولی در ادامه کامل موضوع و تجربه شخصی خودم رو توضیح خواهم داد .

طی سالهای گذشته من با چند شرکت تولیدکننده که در حال توسعه بودند همکاری هایی داشتم که این همکاری از پیاده سازی و طراحی وب سایت شرکت شروع شد تا اینکه وارد مسائل مهمتری همچون مارکتینگ، بهینه سازی و تولید محتوای مناسب و … شدیم.

حضور در فضای مجازی نیازمند برنامه ای حساب شده

همانطور که در مطلب قبل توضیح دادم ( همیشه حق با مشتری نیست! ) به این موضوع اشاره کردم که طراحی و پیاده سازی وب سایت در واقع قدم اول و پایه ی یک شرکت محسوب میشه و مهمتر از موضوع پیاده سازی، نحوه مدیریت و ارتباط با کلاینت ها و آنالیز رفتار و واکنش اونها نسبت به محصول و یا سرویس شماست.

قبل از طراحی و پیاده سازی وب سایت مدیرعامل شرکت باید هدف خود از طراحی و راه اندازی وب سایت رو مشخص کنه که در بیشتر اوقات خودشون هدف رو نمیدونن و تنها نکته ای که بیان میکنند حضور در فضای مجازی لازم و ضروریه! اما آیا واقعا شرکت های بزرگی همچون گلرنگ صرفا با حضور در فضای مجازی به هدفشون رسیدند ؟! به طور یقین خیر!

حضور در فضای مجازی وسیله ای است برای تاثیرکذاری بیشتر در راستای بیزینس پلنی که دارند و در واقع میشه گفت درصدی از موضوع موفقیت شرکته.

همه ما میدونیم که واقعا میشه وب سایتهای بسیار زیبایی طراحی کرد و یا فروشگاهی زیبا ساخت و وارد رقابت با سایر شرکتهای فروشگاهی در حوزه آنلاین شد اما وبسایت ما هرچقدر هم زیباتر و کاربرپسندتر باشد وقتی پلنی مناسب نداشته باشیم بدون شک موفق نخواهد بود.

حالا برگردیم به سراغ موضوع اصلی بحث و عملکرد مدیران شرکتهای در حال توسعه ای که B2B  هستند و مستقیم با مشتری در تماس نیستند، جالب اینجاست که من به طور همزمان با چند شرکت در ارتباط بودم که محصولات متفاوتی عرضه میکردند ولی نگرش مدیران شرکت بسیار شبیه بود و این باعث درجا زدن شرکت و عدم پیشرفت مناسب شرکت بود. هر یک از مدیرعاملان در حال گذار از یک فروشنده حرفه ای به یک مدیرعامل بودند و هنوز هم درک نکرده بودند که یک مدیرعامل چه وظایفی میتونه داشته باشه و چقدر میتونه فراتر از یک فروشنده تاثیرگذار باشه و نمیتونستن برخی کارها رو به بقیه و افراد متخصص در اون حوزه واگذار کنند و خودشون نظارت داشته باشند. اونها باور نداشتن که میشه بیشتر از اون چیزی که الان هستند موفقتر باشند و جمله ای که از یکی از مدیران شنیدم این بود که :

ما باید لقمه ای به اندازه دهن خودمون برداریم و توانایی رقابت با شرکت های بزرگ رو نداریم!

خرید سرویس و دریافت خدمات از سایر شرکت ها (outsourcing)

ضرب المثلی هست که میگه :

ما ثروتمند نیستیم که وسائل چینی بخریم!

قضیه به اینجا برمیگرده که متوجه شدم گاهی وقتها برای خرید سرویس هایی که شرکت نیاز داشت و استعلامی که گرفته میشد به خاطر اختلاف قیمتی در حدود یه تومن سرویس ارزان تر رو انتخاب میکردند با وجود اینکه مشخص بود که سرویسی که گرونتره مطمئن تره و تضمینی هم به شرکت داده میشد! ( البته بعد از بررسی به نتیجه رسیدم و همیشه به این صورت نیست )

و در نهایت یکی از بزرگترین مشکلاتی که من دیدم احساسی بودن در تصمیم گیری بود و همچنین حاضر به ریسک برای جهش رو به رشد شرکت نبودند.

نکته ی آخری که میتونم اشاره کنم در قالب یک سواله :

همانطور که در جریان هستید یکی از مهمترین بخش های رشد و پیشرفت یک وبسایت بخش تولید محتوای مناسب برای اون وبسایته، ولی برای شرکتی که فرضا 3 محصول بیشتر نداره به چه میزان میشه در مورد محصولاتش نوشت تا  وبسایتش ارتقا پیدا کنه؟! 10 مطلب، 50 مطلب، چقدر؟ آیا اصلا امکان تولید همچین محتوایی برای این حجم کم از محصول وجود داره ؟ قطعا جواب منفیه و محدود هستیم.

پس راه اینکه شرکتها بیشتر شناخته بشن و بیشتر روی مصرف کننده تاثیر بذارند چیه ؟!

اینجاست که واجب و ضروریه مدیرعامل به نیروی متخصص باید رو بیاره و بخشی از کار رو واگذار کنه!

expert

پ.ن : مطالبی که نوشتم طبق تجربیاتی بودند که طی سالهای گذشته با برخی شرکت ها داشتم و از دید من این موضوع ها مانع رشدشون بود.

شاد باشید

برای استاد محمدرضا شجریان: از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان…

فرانک مجیدی: اولین ساعات سال ۱۳۹۵، برای دوستداران موسیقیِ اصیل ایرانی، با خبری شوکه‌کننده آغاز شده. اولین برخورد آن بود که همه تکذیب می‌کردند، نفی می‌کردند، و به زبان نمی‌آوردند. اما یک حقیقت وجود دارد. استاد محمدرضا شجریان، بیمار است. این چیزی بود که با خواندن نامه‌ی لغو کنسرت ارمنستان هم به آن مشکوک شده‌بودم. …

او هر روزِ زندگیِ ماست. بخش مأنوس و امن دنیای ایرانی‌مان. درد مشترک‌مان و شادیِ سرای امیدمان. او هرچه که پله‌های ترقی را بالاتر رفت، ماندن در کنار مردم‌ش را برگزید. می‌شود شاد بود که نام او را می‌بری و بغض گلوی‌ت را می‌گیرد. از شادی. مثل وقتی که به جهان‌پهلوان‌مان، آقا تختی، فکر می‌کنیم. او هم مثل تختیِ ما، منِش پهلوانانه دارد. از مردم است. با مردم است. برای مردم است. برای همین باقی می‌ماند. می‌ماندو هیچ آفریده‌ای، نمی‌تواند جایگاهِ این سالیانِ او را خدشه‌دار کند و جلوی ماندگاری‌اش را بگیرد. او همیشگی است، چون راه سخت‌تر را برگزید. راه درست را!

منبع: برای استاد محمدرضا شجریان: از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان… 

همیشه حق با مشتری نیست!

شاید خیلی وقت‌ها وقتی توی یکی از مراکز خرید و یا بانک و… بودیم این شعار رو دیده باشیم که به این موضوع اشاره کردند که ‌(همیشه حق با مشتری است! ) شعاری که باعث افزایش تعداد مشتریانشون میشه! ولی من به طور یقین میگم این یک شعار بی معنی است البته در حوزه تخصص خودم! (برنامه نویسی و طراحی وب)

از وقتی که وارد دنیای تجارت شدم و پروژه هایی رو انجام دادم، تمام پروژه هایی که مشتری اعتماد کرده و اجازه داده آنطور که بهتر است عمل کنم و به تخصصم اعتماد کرده همیشه بهترین نتیجه رو گرفتیم ولی در مقابل در یکی از پروژه‌های اخیر بود که یکی از مشتریان طرحی رو ارائه کرد که پیاده‌سازی بشه و در این طرح من به وضوح خطاهایی رو میدیدم که باعث کاربرپسند نبودن وب‌سایت میشد و کاربر اذیت میشد، تغییراتی رو توی طرح ایجاد کردم و پیشنهاداتی دادم که به طور کامل رد شد! و جوابشون این جمله بود که ( ما دقیقا همین طرح رو میخواهیم )!

و بعد از ۴ ماه از اتمام پروژه طی یک ایمیل با عنوان ارتقا و توسعه، درخواست تغییراتی رو دادند، تغییراتی که پیشنهادات قبلی من بودند!

تجربه کاربری، طراحی وب

آیا صرفا طراحی یک ‌وب‌سایت میتونه برای مشتری کافی باشه؟!

اگر دقت کنید محصولاتی که به بازار عرضه ‌می‌شوند در صورتی احتمال موفقیتشون بالاتر میره که به صورت تخصصی راحتی استفاده کاربران را در محصول دخیل کنند و به صورت مستقیم نظر مشتری رو پیگیر نباشند همانطور که استیوجابز عمل کرد و تحولی عظیم رو در تجربه کاربری ایجاد کرد.

در دنیای طراحی‌وب امروز صرفا طراحی یک وب‌سایت و شروع یک کسب و کار راه به جایی نمیبره بلکه رسیدن به مقصد و بازدهی زمانی شروع میشه که رفتار کاربران رو بررسی کنیم که چقدر با این سیستم راحت هستند؟! چه میزان بازدید از طریق گوشی‌موبایل بوده؟ و چطور میشه کاربر با کمترین کلیک به مقصدش برسه؟ اینها سوالاتی هستند که باید جواب داده بشن و راه رسیدن به جواب هم نظر صاحب وب‌سایت نیست بلکه آمار این بررسی‌ها و نتیجه ای واضح و مشخص این جواب رو مشخص میکنه.

کاربرپسند بودن طراحی وب

به قول امیرعباس عبدالعلی که متنی رو با عنوان (5 راه برای جذب مشتریان مناسب جهت طراحی سایت) نوشته بود، در قسمتی اینطور بیان میکنه که :

اگر مشتری طرحی درخواست کرد که باب میل شما نبود و یا از نظر طراحی و کدنویسی کاری سطح پایین و مخالف استاندارد های وب را به شما ارجاع داد، از پذیرش آن اجتناب کنید. درمانده نباشید و طوری رفتار کنید که مشتری بداند، اوست که به شما نیاز دارد.

از این رو گاهی وقت‌ها باید بعضی فرصت‌ها و پروژه‌ها رو کنسل کرد همانطوریکه جابز میگه :

ما برای انجام همه چیزها فرصت پیدا نخواهیم کرد. زیرا این زندگی ما زندگی کوتاهی است و بعد می میرید. پس ما کاری که با زندگی مان می کنیم، بهتر است واقعا خوب باشد و واقعا ارزشش را داشته باشد.

 

و چه زیبا در مورد طراحی بیان میکنه که :

وقتی نجاری باشید که یک کشوی زیبا می سازد، دلتان نمی خواهد از تخته سه لا برای پشت آن استفاده کنید، اگرچه که این تخته سه لا رو به دیوار باشد و هیچکس آن را نبیند. شما خودتان می دانید که آن تخته سه لا، آنجاست پس تصمیم می گیرید از یک چوب خوب و زیبا برای آن استفاده کنید. برای اینکه شب راحت بخوابید،کیفیت و مرغوبیت باید همه جا به دقت لحاظ شود.

طراحی فقط آن چه که نظر می رسد و احساس می شود، نیست. طراحی نحوه کارکرد آن است.

و در نهایت :

اصل و اساس اپل، یک شرکت تولید کننده محصولات مصرفی برای مشتری است. برای آن مشتری که به ما نظر مثبت یا منفی می دهد. او آن کسی است که ما درباره اش فکر می کنیم. و فکر می کنیم وظیفه ما این است که مسوولیت کل تجربه کاربری را به عهده بگیریم. اگر درست از آب در نیاید، خیلی صاف و ساده، تقصیر ماست.

try to accomplish

شاد و موفق باشید 🙂

 

پی‌نوشت‌ها :

  1. نقل قول‌های استیو جابز برگرفته از وب‌سایت خوشفکری هستند.
  2. تصاویر برگرفته از وب‌سایت pixabay هستند.