همیشه حق با مشتری نیست!

شاید خیلی وقت‌ها وقتی توی یکی از مراکز خرید و یا بانک و… بودیم این شعار رو دیده باشیم که به این موضوع اشاره کردند که ‌(همیشه حق با مشتری است! ) شعاری که باعث افزایش تعداد مشتریانشون میشه! ولی من به طور یقین میگم این یک شعار بی معنی است البته در حوزه تخصص خودم! (برنامه نویسی و طراحی وب)

از وقتی که وارد دنیای تجارت شدم و پروژه هایی رو انجام دادم، تمام پروژه هایی که مشتری اعتماد کرده و اجازه داده آنطور که بهتر است عمل کنم و به تخصصم اعتماد کرده همیشه بهترین نتیجه رو گرفتیم ولی در مقابل در یکی از پروژه‌های اخیر بود که یکی از مشتریان طرحی رو ارائه کرد که پیاده‌سازی بشه و در این طرح من به وضوح خطاهایی رو میدیدم که باعث کاربرپسند نبودن وب‌سایت میشد و کاربر اذیت میشد، تغییراتی رو توی طرح ایجاد کردم و پیشنهاداتی دادم که به طور کامل رد شد! و جوابشون این جمله بود که ( ما دقیقا همین طرح رو میخواهیم )!

و بعد از ۴ ماه از اتمام پروژه طی یک ایمیل با عنوان ارتقا و توسعه، درخواست تغییراتی رو دادند، تغییراتی که پیشنهادات قبلی من بودند!

تجربه کاربری، طراحی وب

آیا صرفا طراحی یک ‌وب‌سایت میتونه برای مشتری کافی باشه؟!

اگر دقت کنید محصولاتی که به بازار عرضه ‌می‌شوند در صورتی احتمال موفقیتشون بالاتر میره که به صورت تخصصی راحتی استفاده کاربران را در محصول دخیل کنند و به صورت مستقیم نظر مشتری رو پیگیر نباشند همانطور که استیوجابز عمل کرد و تحولی عظیم رو در تجربه کاربری ایجاد کرد.

در دنیای طراحی‌وب امروز صرفا طراحی یک وب‌سایت و شروع یک کسب و کار راه به جایی نمیبره بلکه رسیدن به مقصد و بازدهی زمانی شروع میشه که رفتار کاربران رو بررسی کنیم که چقدر با این سیستم راحت هستند؟! چه میزان بازدید از طریق گوشی‌موبایل بوده؟ و چطور میشه کاربر با کمترین کلیک به مقصدش برسه؟ اینها سوالاتی هستند که باید جواب داده بشن و راه رسیدن به جواب هم نظر صاحب وب‌سایت نیست بلکه آمار این بررسی‌ها و نتیجه ای واضح و مشخص این جواب رو مشخص میکنه.

کاربرپسند بودن طراحی وب

به قول امیرعباس عبدالعلی که متنی رو با عنوان (5 راه برای جذب مشتریان مناسب جهت طراحی سایت) نوشته بود، در قسمتی اینطور بیان میکنه که :

اگر مشتری طرحی درخواست کرد که باب میل شما نبود و یا از نظر طراحی و کدنویسی کاری سطح پایین و مخالف استاندارد های وب را به شما ارجاع داد، از پذیرش آن اجتناب کنید. درمانده نباشید و طوری رفتار کنید که مشتری بداند، اوست که به شما نیاز دارد.

از این رو گاهی وقت‌ها باید بعضی فرصت‌ها و پروژه‌ها رو کنسل کرد همانطوریکه جابز میگه :

ما برای انجام همه چیزها فرصت پیدا نخواهیم کرد. زیرا این زندگی ما زندگی کوتاهی است و بعد می میرید. پس ما کاری که با زندگی مان می کنیم، بهتر است واقعا خوب باشد و واقعا ارزشش را داشته باشد.

 

و چه زیبا در مورد طراحی بیان میکنه که :

وقتی نجاری باشید که یک کشوی زیبا می سازد، دلتان نمی خواهد از تخته سه لا برای پشت آن استفاده کنید، اگرچه که این تخته سه لا رو به دیوار باشد و هیچکس آن را نبیند. شما خودتان می دانید که آن تخته سه لا، آنجاست پس تصمیم می گیرید از یک چوب خوب و زیبا برای آن استفاده کنید. برای اینکه شب راحت بخوابید،کیفیت و مرغوبیت باید همه جا به دقت لحاظ شود.

طراحی فقط آن چه که نظر می رسد و احساس می شود، نیست. طراحی نحوه کارکرد آن است.

و در نهایت :

اصل و اساس اپل، یک شرکت تولید کننده محصولات مصرفی برای مشتری است. برای آن مشتری که به ما نظر مثبت یا منفی می دهد. او آن کسی است که ما درباره اش فکر می کنیم. و فکر می کنیم وظیفه ما این است که مسوولیت کل تجربه کاربری را به عهده بگیریم. اگر درست از آب در نیاید، خیلی صاف و ساده، تقصیر ماست.

try to accomplish

شاد و موفق باشید 🙂

 

پی‌نوشت‌ها :

  1. نقل قول‌های استیو جابز برگرفته از وب‌سایت خوشفکری هستند.
  2. تصاویر برگرفته از وب‌سایت pixabay هستند.

کپی رایت! توجیه ممنوع!

موضوع رو با یک سوال شروع کنیم:

من و شما در دنیای مجازی چه جوری حق دیگران رو باید رعایت کنیم؟!!

امروزه دنیای مجازی بیش از آنکه تصور کنیم وارد زندگی روزمره ما شده و بدون شک میتوان گفت که زندگی بدون اینترنت و فضای مجازی برای بشر امروزی غیرقابل تصور شده اما همانطور که شما در دنیای واقعی، خودتون رو موظف به رعایت حق دیگران می دونید و مثلا دزدی در دنیای واقعی یک کار نهی شده هست آیا این حق را در دنیای مجازی رعایت می کنید؟!

اجازه دهید با مثالی ساده منظورم رو بیان کنم: فرض کنید که از جلوی یک مغازه ی ساعت فروشی رد میشیم و ساعتی زیبا نظر ما رو جلب میکنه ، آیا میتونیم بدون پرداخت هزینه ی ساعت صاحب اون بشیم؟ درسته تنها راه آن سرقت ساعت و استفاده بدون اجازه ست!!

این سوال پیش میاد که ما به چه شیوه ای باید این حق رو رعایت کنیم؟ آیا اصلا همچین حقی وجود داره؟

در جوامع مجازی با یک حرکت ساده کلیک راست و ذخیره نمیشه صاحب عکس و یا مطلبی شد ؟ کسی که از عکاسی درآمد کسب میکنه آیا حقش پایمال نخواهد شد؟ شخصی که نویسنده ست چطور؟ تنها وقتی اینکار مجازه که خود صاحب اثر این اجازه رو داده باشه.

واقعا رعایت این حق کار سختی نیست، در صورتیکه تا الان در این رابطه نمیدونستید، از همین حالا اقدام کنید و یه خرده رعایت کنیم.

وقتی اطلاع کافی از عکسی یا مطلبی که در وب منتشر شده نداریم کافیه در گوشه ای بنویسم نویسنده ش رو اگر کسی می میشناسه معرفی کنه ! اگر هم میشناسیمش ذکر کنیم که حقش رو رعایت کنیم و بهش انگیزه بدیم که کارش رو ادامه بده، قبل از استفاده ازش اجازه بگیریم و اگر لازمه هزینه ای رو پرداخت کنیم.

وقتی توی گوگل سرچ می کنیم و یا توی فلیکر دنبال عکسی میگردیم در قسمت جستجوی پیشرفته ش مشخص کرده که چه عکسهایی دارای حق کپی رایت هستند و حق استفاده نداریم  و چه عکس هایی رو رایگان میتونیم استفاده کنیم و …  همه شون رو متمایز کرده، از این طریق میشه فهمید که چطور این حق رو رعایت کنیم.

copyright

copy-right-search-flickr

و اما در رابطه با پوسته ی وب سایت ها هم سخنی بگیم!

من به عنوان یک طراح وب، یک پوسته ی  وب سایت طراحی میکنم و آن را برای فروش در یک فروشگاه که ناقض کپی رایت نیست قرار میدم. حالا شما از اون طرح خوشتون میاد و به جای خرید ، اون رو به راههای مختلفی که وجود داره کپی می کنید و برای خودتون یک احسنت می فرستید ولی آیا اینکار به نوعی دزدی و خوردن حق دیگران نیست؟ آیا این مساله با دزدی از ساعت فروشی فرق داره؟ خیر ، فقط از دنیای واقعی وارد دنیای مجازی شدیم.

کمی مساله رو گسترده تر کنیم ، من از یک فروشگاه واقعی ساعت فروشی که فروشنده ش اصالتا آمریکائی هست خرید میکنم، آیا آمریکائی بودن فروشنده دلیلی بر پرداخت نکردن هزینه ی ساعت میشه؟! به دنیای مجازی برگردیم به فروشگاه تم فارست بریم که طراحان خارجی ، پوسته های وب سایتشون رو قرار خواهند داد آیا چون یک سایت خارجی هست دلیلی بر کپی پوسته و فروش آن در ایران خواهد بود؟! اینکار به جز خوردن حق الناس و روانه کردن روزی حرام  به جیب مبارک تاثیر دیگری نداره.

بسیاری از دوستان هستند که پوسته رو خریداری می کنند و ترجمه به فارسی و سپس برای فروش در ایران قرار میدن و ادعا میکنند که پوسته رو خریداری کردند ولی طراح پوسته ، فقط به ازای یکبار پرداخت به شما اجازه استفاده روی یک وب سایت رو میده و چون در بین بلاد کفر! این فرهنگ جا افتاده همه ی افراد این حق رو رعایت خواهند کرد.

هرکسی که دزدی می‌کنه، اون دزدی رو به یه طریقی موجه جلوه می‌ده. من پول می‌خواستم بستنی بخرم، مامان پول نمی‌داد، پس از کیفش برداشتم. اشکالی نداره چون مامانمه. یا اینکه دزدی نکردم، قرض گرفتم حالا بعدا می‌ذارم سر جاش. هرطوری من بخوام دزدی رو توجیه کنم، این واقعیت که دزدی کار بد و غیرقانونی‌ای هست رو توجیه نمی‌کنه، دزد در مرحله اول کار بدی کرده، و در مرحله دوم قانون باید مجازاتش کنه. [3]

وقتی با کسانی که در زمینه ی وب اینکار رو می کنند بحث می کنم اولین چیزی که میگن اینه : پس شما چرا از ویندوز یا برنامه های کرک شده استفاده می کنید؟!

این حرف توجیه یک دزدی بیش نیست. این موضوع قصه ی طولانی داره ولی درکل بگیم فرض کنیم حرف شما درسته ، اصلا بیا از خودمون شروع کنیم دیگه دزدی نکنیم بیا همین الان پوسته هایی که دزدی کردی رو پاک کن و…و …. و…. ولی دوتا گوش طرف مقابل، فقط با یک سیم به هم وصل شده و گذرگاهی بیش نیست!

وب سایت های دزد زیادی متاسفانه توی ایران هستند که تا حالا هیچ قانونی نتونسته توی ایران کارشون رو محکوم کنه  وبسایت هایی از قبیل آرتی ال و همیار و … سبقت گرفتن از همه با نامی به نام کارآفرینی! بابا بیخیال شما بساط دزدی رو فرآهم کردید اون وقت اسمش رو تغییر دادید به کارآفرین؟! حالا من میگم جناب کارآفرین مردونه بیا این بساط رو جمع کن و به جای راست چین کردن یک ایده بده و کاری کن یه خرده حق توسعه دهنده هایی که توی ایران کار می کنند رعایت بشه.

برای یه بار هم شده اگر همگی دست به دست هم بدیم و از همچین وب سایتهایی خرید نکنیم بساط دزدیشون رو جمع می کنند و محیطی سالم فراهم خواهد شد. امیدوارم…

در آخر هم این دو تا عکس رو ببینید وقتی با دوستانی که حق دیگران رو پایمال می کنند بحث میکنیم و بهشون میگیم که کارشون غیراخلاقیه و محکوم میشن بازم یه جواب سربالا میدن چون پول درآوردن از این راه براشون آسونه!

copy-right-theme-1
فقط 4 هزار تومان ؟؟؟!! 89 درصد تخفیف ؟؟!! چقدر دست و دلباز ؟!

 

copy-right-theme-2

سوال آخر : اگر به وجدانمون رجوع کنیم انصافا این جوابهایی که دادن منطقی هست ؟ و میشه 1 درصد هم بهشون حق داد که کارشون رو توجیه کنند ؟ اگر طراحی شما رو کسی این چنین بفروشه شما راضی هستید ؟

پی نوشت :

1- تصویر اصلی تهیه شده توسط Maria Elena

2 – اگر میخواهید بیشتر درباره کپی رایت بدونید وبسایت originalwork رو مطالعه کنید

3 – نقل قول برگرفته از وبلاگ سالار کابلی